ای رئیس محترم تدبیر کن

دولت امید را تفسیر کن

ای برادر گویمت بهر خدا

دست نامحرم ز ملت کن جدا

دیگ رسوایی همی آید به جوش

بازگشت خائنین آید بگوش

از درون دخمه سر بیرون کنند

باز قلب مومنین پر خون کنند

این جماعت در پی حذف نظام

دست را در دست دشمن ،  هم کلام

نیش خود را بارها برجان زدند

اینچنین بر مومنین بهتان زدند

هرچه کردند آن فقط ویرانی است

ضربه بر فرهنگ هر ایرانی است

تیز بنمودند دندانهای خود

زیر پا، له کرده پیمانهای خود

سالها بر پیکر حق تاختند

کاخ خود بر پای ناحق ساختند

از جهالت راه دشمن باز شد

دوستی با دشمنان آغاز شد

بیعت اینان به تو بهر هواست

اعتمادت سوی آنها از خطاست

از ریا بر تن نمودند این لباس

ذکر لب ، توحید وحمد و نصر و ناس

سارقان کفش مسجد را اگر

توبه کردند و ببخشیدی دگر

لیک آنها را درون مسجد آر

از  بر امر امامت دور دار

از سلام این جماعت دور باش

خدمت مردم نما ، مسرور باش

چون بود بوی طمع در این سلام

واضح است این نکته گفتم والسلام

///////////////////

تو میتوانی رو سری نصفه نیمه ات راهی برداری ودوباره بزاری..
می توانی گاهی بادبزنش کنی 
میتوانی مانتوی سفید کوتاه نازک چسبان بپوشی تا گرمت نشود
فرض کن اینها بلدنیستند مثل تو باشند
فرض کن اینها عادتکرده اند به این پارچه سیاه دراین گرما
فرض فرض کن گرمشان نمی شود
فرض کن تو روشنفکری و اینها امل
آخر تو چه میدانی چادر ترنم عطریاس درفضای غبار آلود دنیاست
آخرتو چه میدانی حجاب خنکای وزیبایی بوجود هردختری می نشاند
تومیتوانی خوش باشی به عرق نکردن دردنیا
خنکای بهشت گوارایتان دختران چادری!!
--------------------
--------------------
چادرم سند بندگی وعبودیتم راامضا میکند!
می گویند سیاهی چادرم چشم را میزند!
چشم آدم های حریص وهرزه را
چشم راکه هیچ!
خبرندارند تازگی ها دل راهم میزند!
دل آدم های مریض و بیمار دل را !
ازشما چه پنهان چادرم دست و پا گیر هم شده !
دست وپای بی بندوباری را می بندد!