گرفته شده ازنظرات
" جاذبه خاك به ماندن ميخواند و آن عهد باطني , به رفتن .
عقل به ماندن ميخواند و عشق به رفتن ...
و اين هر دو را خداوند آفريده است ,
تا وجود انسان , در آوارگي و حيرت ميان عقل و عشق معنا شود ...
اي دل تو چه ميكني ؟ ميماني يا ميروي ؟ "
تو چه میکنی ؟
تو چه میکنی ؟
تو چه میکنی ؟
عقل به ماندن ميخواند و عشق به رفتن ...
و اين هر دو را خداوند آفريده است ,
تا وجود انسان , در آوارگي و حيرت ميان عقل و عشق معنا شود ...
اي دل تو چه ميكني ؟ ميماني يا ميروي ؟ "
تو چه میکنی ؟
تو چه میکنی ؟
تو چه میکنی ؟
+ نوشته شده در دوشنبه دهم اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۲۰ ق.ظ توسط گلستان
|